زمان‌بندی پروژه در PMBOK 8: حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی با یک مثال کامل از مسیر بحرانی تا پایش
1405/08/15·تیم بیدخش

زمان‌بندی پروژه در PMBOK 8: حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی با یک مثال کامل از مسیر بحرانی تا پایش

برنامه‌ی زمان‌بندی در بیشتر پروژه‌های ایرانی دو سرنوشت دارد: یا یک گانت چارت زیبا که روز امضای قرارداد ساخته می‌شود و دیگر کسی بازش نمی‌کند، یا فایلی که هر ماه آن‌قدر دستکاری می‌شود که دیگر کسی به آن اعتماد ندارد. ویرایش هشتم PMBOK در حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی راه سومی را پیشنهاد می‌کند: برنامه‌ای که واقع‌بینانه است، با پیشرفت پروژه تکامل پیدا می‌کند و ابزار گفتگو با ذی‌نفعان است، نه فقط یک پیوست قرارداد.

این مقاله ادامه‌ی مقاله‌ی مدیریت هزینه پروژه در PMBOK 8 است و همان پروژه را این بار از زاویه‌ی زمان پیش می‌برد: فرایندها و مفاهیم استاندارد را می‌گوییم و هر کدام را روی عدد و رقم واقعی پیاده می‌کنیم. اگر مفاهیم پایه را لازم دارید، اول راهنمای برنامه‌ریزی و کنترل زمان‌بندی پروژه را ببینید.

حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی در یک نگاه

به تعریف ویرایش هشتم، زمان‌بندی نشان می‌دهد پروژه چگونه و چه زمانی محصولات، خدمات و نتایج تعریف‌شده در محدوده را تحویل می‌دهد. اما سه نقش دیگر هم برایش برمی‌شمارد که معمولاً فراموش می‌شوند: ابزار ارتباط و مدیریت انتظارات ذی‌نفعان، مبنای گزارش عملکرد، و وسیله‌ی کشف زودهنگام تأخیرها و ریسک‌ها تا اقدام اصلاحی به‌موقع انجام شود.

این حوزه سه فرایند دارد:

فرایندکارش چیستچه زمانی
برنامه‌ریزی مدیریت زمان‌بندیقواعد ساخت، نگهداری و گزارش برنامه را تعیین می‌کندآغاز پروژه یا نقاط ازپیش‌تعیین‌شده
توسعه‌ی زمان‌بندیمدل زمان‌بندی را از توالی، مدت، منابع و محدودیت‌ها می‌سازدتکرارشونده؛ تا برنامه‌ی قابل قبول به دست بیاید
پایش و کنترل زمان‌بندیوضعیت را به‌روز می‌کند و تغییر خط مبنا را مدیریت می‌کنددر سراسر پروژه

چند مفهوم کلیدی که ویرایش هشتم بر آن‌ها تأکید دارد:

  • خط مبنای زمان‌بندی: نسخه‌ی مصوب مدل زمان‌بندی که فقط با رویه‌ی رسمی کنترل تغییر عوض می‌شود. رسمیت این رویه در پروژه‌های پیش‌بینانه سخت‌گیرانه است و در پروژه‌های چابک سبک‌تر، یا حتی وجود ندارد.
  • پیش‌بینی زمان‌بندی: تخمینی از آینده بر اساس پیشرفت فعلی و روند عملکرد، که با هر به‌روزرسانی دوباره منتشر می‌شود. خط مبنا ثابت است؛ پیش‌بینی زنده است.
  • انعطاف‌پذیری زمان‌بندی: برنامه‌ی تفصیلی باید با دانش تازه، درک بهتر ریسک‌ها و اثرات بیرونی تنظیم شود. یکی از فنون پیشنهادی برنامه‌ریزی موج غلتان است: اول مایلستون‌های کلان، بعد جزئیات به‌تدریج و هم‌پای روشن شدن کار.
  • تلاش در برابر مدت: تلاش یعنی چند نفر-روز کار لازم است؛ مدت یعنی با منابع برآوردشده چند روز کاری طول می‌کشد. این دو را با هم اشتباه نکنید.

مثال این مقاله: خط بسته‌بندی، این بار از زاویه‌ی زمان

همان کارخانه‌ی مواد غذایی مقاله‌ی قبل می‌خواهد خط بسته‌بندی خودکار راه بیندازد. دستگاه‌ها وارداتی‌اند و بقیه‌ی کار داخلی. همه‌ی مدت‌ها به روز کاری است (هفته‌ی شش‌روزه).

گام ۱: برنامه‌ریزی مدیریت زمان‌بندی

خروجی این فرایند «برنامه‌ی مدیریت زمان‌بندی» است. استاندارد اجزای آن را نام می‌برد: روش توسعه‌ی برنامه، طول دوره‌ی تکرار و انتشار، سطح دقت، واحد سنجش، پیوند با رویه‌های سازمان، نگهداشت برنامه، آستانه‌های کنترل، قواعد سنجش عملکرد و قالب گزارش. برای پروژه‌ی ما:

  • ابزار و روش: روش مسیر بحرانی (CPM) با تقویم کاری پروژه؛ تعطیلات رسمی و نوروز در تقویم وارد شده‌اند.
  • سطح جزئیات: برنامه‌ی کلان تا سطح بسته‌ی کاری؛ برنامه‌ی تفصیلی فقط برای سه ماه پیش رو (موج غلتان).
  • دوره‌ی به‌روزرسانی: هفتگی، با «تاریخ داده» (Data Date) پنجشنبه‌ی هر هفته.
  • آستانه‌ی کنترل: لغزش بیش از ۵ روز در پیش‌بینی پایان مسیر بحرانی، یا مصرف بیش از نیمی از ذخیره‌ی زمانی، به کمیته‌ی راهبری گزارش می‌شود.
  • گزارش پیمانکاران: تأمین‌کننده‌ی دستگاه‌ها هر دو هفته گزارش وضعیت مبتنی بر مایلستون می‌دهد و ناظر کارفرما در مایلستون‌های اصلی از کارخانه‌ی سازنده بازدید می‌کند. استاندارد هم صریحاً گزارش منظم مبتنی بر مایلستون و بازدیدهای میدانی را برای کارهای قراردادی توصیه می‌کند.

گام ۲: توسعه‌ی زمان‌بندی در چهار قدم

ویرایش هشتم توسعه‌ی زمان‌بندی را چهار قدم می‌داند: تعریف فعالیت‌ها، تعیین توالی، برآورد تلاش و مدت، و تعدیل.

قدم ۱ و ۲: فعالیت‌ها و توالی

بسته‌های کاری به فعالیت‌های زمان‌بندی شکسته می‌شوند و روابط منطقی بینشان تعریف می‌شود. قاعده‌ی استاندارد ساده است: هر فعالیت، جز اولی و آخری، دست‌کم یک پیش‌نیاز و یک پس‌نیاز دارد. فعالیت بی‌پیش‌نیاز یا بی‌پس‌نیاز («فعالیت آویزان») مسیر بحرانی را بی‌اعتبار می‌کند.

کدفعالیتمدتپیش‌نیاز
Aطراحی جانمایی و نقشه‌های فونداسیون۱۵—
Bسفارش و ساخت دستگاه‌ها نزد سازنده۱۵۰A (پایان به شروع)
Cفونداسیون و اصلاح سالن۳۰A (پایان به شروع)
Dتأسیسات برق و هوای فشرده۲۵C (شروع به شروع + ۱۰ روز تأخیر)
Eحمل و ترخیص دستگاه‌ها۲۰B
Fنصب مکانیکی۱۵C و E
Gاتصالات برق و راه‌اندازی سرد۱۰D و F
Hآموزش اپراتورها روی خط۸F
Iتست پایداری خط۳G و H
Jتحویل و شروع تولید (مایلستون)۰I

به رابطه‌ی D دقت کنید: تأسیسات لازم نیست منتظر پایان کامل فونداسیون بماند؛ ده روز بعد از شروع آن می‌تواند شروع شود. ویرایش هشتم هر چهار نوع رابطه (پایان به شروع، شروع به شروع، پایان به پایان، شروع به پایان) و استفاده از تقدم و تأخیر (Lead/Lag) را برای ساختن برنامه‌ی واقع‌بینانه به رسمیت می‌شناسد.

قدم ۳: برآورد مدت (و دام‌هایش)

استاندارد فهرست بلندی از فنون برآورد می‌آورد: قضاوت خبرگان، دلفی، برآورد مشابهت‌محور، پارامتریک، PERT، پایین‌به‌بالا، و برای تیم‌های چابک، پوکر برنامه‌ریزی، امتیاز داستان و اندازه‌گذاری تی‌شرتی. برای فعالیت B که بزرگ‌ترین عدم‌قطعیت را دارد، از برآورد سه‌نقطه‌ای PERT استفاده شد:

  • خوش‌بینانه: ۱۲۰ روز، محتمل: ۱۵۰ روز، بدبینانه: ۲۱۰ روز (گشایش اعتبار اسنادی و تحریم‌ها)
  • میانگین: (۱۲۰ + ۴×۱۵۰ + ۲۱۰) ÷ ۶ = ۱۵۵ روز
  • انحراف معیار: (۲۱۰ − ۱۲۰) ÷ ۶ = ۱۵ روز

سه نکته از استاندارد که در برآورد پروژه‌های ما کمتر رعایت می‌شود:

  • برآورد از کسی بیاید که کار را می‌شناسد. ورودی برآورد مدت باید از فرد یا گروهی بیاید که بیشترین آشنایی را با ماهیت آن کار دارد، نه از دفتر برنامه‌ریزی به‌تنهایی.
  • دو برابر کردن منابع، مدت را نصف نمی‌کند. استاندارد به قانون بازده نزولی اشاره می‌کند: از یک نقطه به بعد، افزودن نیرو به‌خاطر انتقال دانش، منحنی یادگیری و هماهنگی بیشتر، حتی ممکن است مدت را بیشتر کند. اگر برای نصب مکانیکی (F) یک اکیپ دوم بیاورید، در فضای محدود سالن احتمالاً مدت از ۱۵ به حدود ۱۰ روز می‌رسد، نه ۷٫۵.
  • سوگیری‌های شناختی واقعی‌اند. ویرایش هشتم صریحاً از «مغالطه‌ی برنامه‌ریزی» (کم‌برآوردی مزمن زمان کار) و «قانون هوفستاتر» نام می‌برد؛ قانونی که می‌گوید کار همیشه بیشتر از انتظار طول می‌کشد، حتی وقتی خود این قانون را هم در نظر گرفته باشید. فرض‌ها و داده‌های پشت هر برآورد را مکتوب کنید تا بعداً قابل بازبینی باشد.

برخی کارها هم مدت ثابت دارند، مستقل از منابع. تست پایداری (I) با هیچ تعداد نیرویی کوتاه‌تر از ۳ روز نمی‌شود؛ استاندارد هم آزمون تنش را مثال همین نوع فعالیت می‌زند.

محاسبه‌ی مسیر بحرانی

با رفت‌وبرگشت در شبکه (Forward/Backward Pass)، زودترین و دیرترین زمان هر فعالیت و شناوری آن به دست می‌آید:

فعالیتشروع زودپایان زودپایان دیرشناوری کلوضعیت
A۰۱۵۱۵۰بحرانی
B۱۵۱۶۵۱۶۵۰بحرانی
C۱۵۴۵۱۸۵۱۴۰
D۲۵۵۰۲۰۰۱۵۰
E۱۶۵۱۸۵۱۸۵۰بحرانی
F۱۸۵۲۰۰۲۰۰۰بحرانی
G۲۰۰۲۱۰۲۱۰۰بحرانی
H۲۰۰۲۰۸۲۱۰۲نزدیک بحرانی
I۲۱۰۲۱۳۲۱۳۰بحرانی

مسیر بحرانی: A → B → E → F → G → I → J با ۲۱۳ روز کاری.

درس مهم این جدول: کار ساختمانی (C و D) که معمولاً بیشترین سروصدا و فشار مدیریتی را دارد، ۱۴۰ روز شناوری دارد؛ چیزی که پایان پروژه را تعیین می‌کند تأمین دستگاه‌ها است. پروژه‌ای که اکیپ فونداسیون را با اضافه‌کاری عجله می‌دهد ولی گشایش اعتبار را پیگیری نمی‌کند، پول خرج می‌کند و یک روز هم جلو نمی‌افتد.

قدم ۴: تعدیل

پیش‌نویس برنامه باید بازبینی شود و اگر پذیرفتنی نیست، با فنون مختلف تعدیل شود. استاندارد یادآوری می‌کند که اعضای تیم باید تاریخ‌های تخصیص‌یافته را با تقویم منابع و کارهای دیگرشان چک کنند و پیش از تصویب، نیاز به تسطیح منابع مشخص شود.

تعارض منابع: اکیپ برقکار هم D را اجرا می‌کند و هم G را. چون D صد و پنجاه روز شناوری دارد، با تسطیح منابع در محدوده‌ی شناوری‌اش جابه‌جا می‌شود و پایان پروژه تغییر نمی‌کند. تسطیح بیرون از شناوری، برعکس، پایان پروژه را عقب می‌اندازد.

کارفرما ۲۰۰ روز می‌خواهد، نه ۲۱۳. گزینه‌ها برای فشرده‌سازی:

گزینهروشصرفه‌جوییهزینه یا ریسک
سفارش دستگاه پیش از نهایی شدن جانمایی (B شروع به شروع + ۵ با A)اجرای موازی (Fast Tracking)۱۰ روزریسک تغییر سفارش اگر جانمایی عوض شود
حمل هوایی قطعات حساس و ترخیص هم‌زمانتسریع (Crashing)۸ روزهزینه‌ی حمل بیشتر؛ باید در حوزه‌ی مالی سنجیده شود
اکیپ دوم نصب مکانیکیتسریعحدود ۵ روزبازده نزولی، شلوغی سالن

با دو گزینه‌ی اول، مسیر به ۱۹۵ روز می‌رسد؛ اما هر دو ریسک یا هزینه اضافه می‌کنند. توجه کنید که فشرده‌سازی فقط روی فعالیت‌های بحرانی معنا دارد؛ تسریع C یا D هیچ اثری بر پایان پروژه ندارد.

عدم‌قطعیت و ذخیره‌ی زمانی

با PERT، میانگین مسیر بحرانی ۲۱۸ روز است (۵ روز بیشتر از برآورد محتمل)، و چون عدم‌قطعیت تقریباً کامل از B می‌آید، انحراف معیار مسیر حدود ۱۵ روز است:

  • احتمال تحویل تا روز ۲۱۳: حدود ۳۷٪
  • تاریخ با حدود ۸۴٪ اطمینان: ۲۱۸ + ۱۵ = ۲۳۳ روز

پس پروژه با خط مبنای ۲۱۳ روز و ۲۰ روز ذخیره‌ی زمانی به کارفرما تعهد ۲۳۳ روز می‌دهد. استاندارد هم یکی از نتایج مطلوب این حوزه را این می‌داند که برای «ناشناخته‌های شناخته‌شده» حاشیه‌ی کافی (شناوری، ذخیره یا راهبرد جایگزین) در نظر گرفته شده باشد. در پروژه‌های واقعی با چند مسیر موازی، به‌جای این محاسبه‌ی ساده از شبیه‌سازی مونت‌کارلو استفاده کنید؛ چون مسیرهای نزدیک بحرانی هم احتمال تأخیر را بالا می‌برند.

گام ۳: پایش و کنترل زمان‌بندی (روز ۱۲۰)

ویرایش هشتم کانون پایش و کنترل را در رویکرد پیش‌بینانه این‌طور بیان می‌کند: تعیین وضعیت برنامه، اثرگذاری بر عوامل ایجادکننده‌ی تغییر، بازنگری ذخیره‌های زمانی لازم، تشخیص اینکه آیا برنامه‌ی کلان عوض شده، و مدیریت تغییرات هم‌زمان با وقوعشان.

گزارش تاریخ داده‌ی روز ۱۲۰:

  • فونداسیون (C) و تأسیسات (D) طبق برنامه تمام شده‌اند.
  • دستگاه‌ها هنوز نزد سازنده‌اند و مایلستون‌های پرداختی‌شان به‌موقع گذشته است.
  • اما سازنده اعلام کرده آزمون پذیرش در کارخانه (FAT) ۱۲ روز عقب افتاده است. پیش‌بینی پایان B از ۱۶۵ به ۱۷۷ می‌رسد.
  • چون B بحرانی است، پیش‌بینی پایان پروژه از ۲۱۳ به ۲۲۵ می‌رسد.

اینجا یک تله‌ی رایج هست. اگر فقط شاخص عملکرد زمان‌بندی مبتنی بر ارزش کسب‌شده (SPI) را نگاه کنید، پروژه حدود ۰٫۹۸ و تقریباً سالم به نظر می‌رسد؛ چون کار ساختمانی کامل است و تأخیر FAT هنوز در ارزش کسب‌شده دیده نمی‌شود. SPI پولی می‌گوید چقدر کار انجام شده، نه اینکه کار درست انجام شده یا نه. فقط تحلیل مسیر بحرانی نشان می‌دهد که پایان پروژه همین حالا ۱۲ روز لغزیده است.

تصمیم‌ها:

  1. خط مبنا عوض نمی‌شود. خط مبنای پیش‌بینانه فقط از مسیر رسمی ارزیابی و اجرای تغییرات و کنترل یکپارچه‌ی تغییرات قابل تصویب است. تأخیر سازنده تغییر محدوده نیست؛ پیش‌بینی به‌روز می‌شود، نه خط مبنا.
  2. از ۲۰ روز ذخیره‌ی زمانی، ۱۲ روز مصرف شد. چون بیش از نصف ذخیره رفته، طبق آستانه‌ی کنترل موضوع به کمیته‌ی راهبری گزارش می‌شود.
  3. برای بازگرداندن بخشی از ذخیره، گزینه‌ی حمل هوایی قطعات حساس (۸ روز) با هزینه‌اش بررسی می‌شود. این تصمیم مشترک حوزه‌ی زمان‌بندی و حوزه‌ی مالی است؛ استاندارد هم تأکید می‌کند تغییر در هر کدام از محدوده، زمان‌بندی و مالی معمولاً دو حوزه‌ی دیگر را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
  4. مسئول خرید هفتگی (به‌جای دوهفتگی) با سازنده جلسه می‌گذارد و ناظر برای FAT به کارخانه‌ی سازنده اعزام می‌شود.

بخش چابک پروژه: نرم‌افزار پایش خط

خط بسته‌بندی یک نرم‌افزار پایش تولید (داشبورد OEE و اتصال به PLC) هم لازم دارد که یک تیم نرم‌افزاری در اسپرینت‌های دوهفته‌ای می‌سازد. این همان چرخه‌ی عمر ترکیبی است که ویرایش هشتم توصیف می‌کند: برنامه‌ی کلان با فنون پیش‌بینانه و مایلستون‌های اصلی، و جریان‌های فرعی که بسته به ماهیتشان چابک یا پیش‌بینانه اجرا می‌شوند.

  • بک‌لاگ: ۱۲۰ امتیاز داستان، میانگین سرعت تیم ۲۰ امتیاز در هر اسپرینت → ۶ اسپرینت، یعنی حدود ۱۲ هفته.
  • قید پیش‌بینانه: نرم‌افزار باید پیش از راه‌اندازی سرد (G، روز ۲۰۰) آماده باشد. پس شروع تیم نرم‌افزار حداکثر حدود روز ۱۲۵ است؛ با کمی حاشیه، روز ۱۱۰ برنامه‌ریزی شد.

پایش این بخش به شیوه‌ی چابک است، همان‌طور که استاندارد می‌گوید: مقایسه‌ی کار تحویل و پذیرفته‌شده با برآورد در هر تکرار، رترو برای بهبود فرایند، بازاولویت‌بندی بک‌لاگ و اندازه‌گیری سرعت تیم. اگر بعد از سه اسپرینت سرعت ۱۵ باشد، تحویل کامل به ۸ اسپرینت می‌رسد. در این حالت محدوده‌ی نسخه‌ی اول کوچک می‌شود و قابلیت‌های کم‌اولویت بعد از راه‌اندازی تحویل می‌شوند، نه اینکه مایلستون G جابه‌جا شود. این همان انعطافی است که بک‌لاگ اولویت‌بندی‌شده می‌دهد.

متناسب‌سازی: یک زمان‌بندی برای همه نیست

ویرایش هشتم عوامل متناسب‌سازی این حوزه را نام می‌برد: چرخه‌ی عمر و رویکرد توسعه، ویژگی محصول (میزان بحرانی بودن و فناوری)، ویژگی تیم (اندازه، پراکندگی و تجربه)، فرهنگ، محیط پروژه و روش‌های زمان‌بندی. چند نمونه‌ی کاربردی:

  • تیم کم‌تجربه، برنامه‌ی تفصیلی‌تر. تیم باتجربه با برنامه‌ی کلان هم کار را جلو می‌برد؛ تیم تازه‌کار به برنامه‌ی گام‌به‌گام نیاز دارد.
  • پروژه‌ی بسیار بحرانی، به‌روزرسانی پرتکرارتر. پروژه‌ای که برای راهبرد سازمان حیاتی است، به‌روزرسانی هفتگی یا حتی روزانه می‌خواهد.
  • فرهنگ ریسک‌گریز، برنامه‌ی دقیق‌تر. داروسازی و صنایع قانون‌مند برنامه‌ی سخت‌گیرانه‌تری دارند تا شرکت‌های فناوری.
  • پروژه‌های تکرارشونده‌ی مکانی (برج، تونل، خط لوله): استاندارد زمان‌بندی مبتنی بر مکان (LBS) را معرفی می‌کند که حجم کار را به مکان‌ها نسبت می‌دهد و نرخ تولید اکیپ‌ها را در نظر می‌گیرد.
  • کارگاه‌های پرتعامل: زمان‌بندی ناب و سیستم آخرین برنامه‌ریز (Last Planner)، با جلسات برنامه‌ریزی کششی و برنامه‌ریزی پیش‌نگر (Look-ahead) چندهفته‌ای.
  • دیگر روش‌ها: روش زنجیره‌ی بحرانی، گانت و کانبان هم در فهرست رویکردهای استاندارد آمده‌اند.

اشتباه‌های رایج در زمان‌بندی پروژه‌های ایرانی

  • برنامه‌ی بدون روابط منطقی: گانتی که تاریخ‌هایش دستی وارد شده و فعالیت‌هایش به هم وصل نیستند، مسیر بحرانی ندارد؛ فقط یک تقویم رنگی است.
  • قیدهای تاریخ به‌جای منطق: «باید تا ۱۵ اسفند تمام شود» روی ده‌ها فعالیت، شناوری را از بین می‌برد و برنامه را از واقعیت جدا می‌کند.
  • جابه‌جایی خط مبنا با هر تأخیر: در این حالت پروژه هیچ‌وقت عقب نیست، چون مبنا هر ماه جلو می‌رود.
  • فشار روی کار غیربحرانی: اضافه‌کاری روی فعالیتی که ۱۴۰ روز شناوری دارد، فقط هزینه است.
  • نادیده گرفتن تأمین بلندمدت: در بسیاری از پروژه‌های صنعتی ما، مسیر بحرانی از خرید و گشایش اعتبار می‌گذرد، نه از کارگاه.
  • اتکای صرف به SPI: همان تله‌ی روز ۱۲۰ این مقاله.
  • برنامه‌ی تفصیلی برای کل پروژه از روز اول: جزئیاتی که هنوز معلوم نیست، دقت کاذب می‌سازد؛ موج غلتان را جدی بگیرید.

چک‌لیست حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی

این چک‌لیست بر پایه‌ی نتایج مطلوبی است که ویرایش هشتم برای سنجش موفقیت این حوزه پیشنهاد می‌کند:

  • رویکرد زمان‌بندی با نوع تحویل‌دادنی‌ها هم‌خوان است (پیش‌بینانه، تطبیقی یا ترکیبی).
  • کل پروژه از آغاز تا اختتام در مراحل نمایش داده شده و هر مرحله معیار خروج دارد.
  • برنامه کل‌نگر است و شکاف یا بخش ناهماهنگ ندارد.
  • مستندات برنامه کامل است: وابستگی‌ها، مدت‌ها، تخصیص منابع و مایلستون‌ها.
  • از ابزار نرم‌افزاری و فنونی مثل روش مسیر بحرانی استفاده شده است.
  • ذی‌نفعان کلیدی، از جمله کارفرما و تیم، در ساختن برنامه مشارکت داشته‌اند؛ برنامه‌ای که فقط در دفتر برنامه‌ریزی ساخته شود، معمولاً غیرواقعی است.
  • برای ریسک‌های شناخته‌شده حاشیه‌ی کافی (شناوری، ذخیره یا برنامه‌ی جایگزین) در نظر گرفته شده است.

جمع‌بندی

حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی در PMBOK 8 کمتر درباره‌ی رسم گانت است و بیشتر درباره‌ی برنامه‌ای که بشود به آن اعتماد کرد: قواعدش از اول مکتوب باشد، با منطق و نه با تاریخ‌های دستی ساخته شود، عدم‌قطعیت را با ذخیره‌ی شفاف بپوشاند، با هر به‌روزرسانی پیش‌بینی صادقانه بدهد، و خط مبنایش فقط با تغییر مصوب عوض شود. و مهم‌تر از همه، تیم بداند فشار را کجا وارد کند: روی مسیر بحرانی.

در بیدخش برنامه‌ی پروژه با روز کاری و تقویم پروژه ساخته می‌شود: هر چهار نوع رابطه با تأخیر، محاسبه‌ی مسیر بحرانی و شناوری، ثبت خط مبنا و مقایسه با برنامه‌ی جاری، و تحلیل ریسک زمان‌بندی با مونت‌کارلو؛ تا همین محاسبه‌های این مقاله هر هفته خودکار به‌روز شوند.

منبع مفاهیم: راهنمای گستره‌ی دانش مدیریت پروژه (PMBOK)، ویرایش هشتم، حوزه‌ی عملکرد زمان‌بندی. اعداد این مقاله مثالی آموزشی‌اند.